رضا یعقوبی میگوید: در این سه شب، هر شب حدود سیصدلقمه توزیع کردهایم و حدود سی مادر و فرزند در تهیه و توزیع این ساندویچ، مشارکت داشتهاند. تا وقتی این تجمعات ادامه یابد، ما هم حاضر خواهیم بود.
محله
امیرآباد
امیرآباد محلهای در حاشیه شهر و کم برخوردار است که در حوزههای فرهنگی، آموزشی و زیستمحیطی مشکلات بسیاری دارد. در گذشته، اینجا زمینهای کشاورزی بوده که با ساخت چهارباب خانه از سوی فردی بهنام امیر به امیرآباد معروف شده است. یکی از ظرفیتهای محله، میدان بار رضوی با ۲۱۲ غرفه است.
فاطمه معلم، مادر شهیدمحمدرضا رخی، بهتنهایی خانواده شهیدی است که به دیدارش رفتیم. شهادت محمدرضا برای مادر، تنها داغ فرزند نبوده است. اما داغ او انگار جور دیگری است که خواهران و برادران بیخواست خود رفتند و محمدرضا انتخاب کرد.
کف کال امیرآباد آن سالها خاکی بود و هربار که سیلاب میآمد، همهچیز را با خودش میکشید؛ یکبار، بچه پنجساله همسایهمان موقع بازی داخل کال افتاد و غرق شد. این اتفاق یکی از تلخترین خاطرات محمود امجدی از محله است.
محمود، یکی از ۸ فرزند محمد یاسایی جانباز محله امیرآباد است. پسری که سالها از پدر پرستاری کرد. میگوید: پدرم به عنوان تخریبچی در حال باز کردن راه مینگذاری شده بود، اما پاهایش پر از ترکش شد.
زمان جنگ امیرآباد۳۶ کوچهای قدیمی با مردمانی همدل بود. جوانهایی که با هم قد کشیدند. جنگ که یکی یکی جبهه رفتند. در ادامه شهدای کوچه امیرآباد ۳۶ یکییکی برگشتند و حالا این کوچه «هفت پلاک شهید» دارد.
سیفالله رضایی از قدیمیهای محله امیرآباد است. سال ۶۶ به همراه همسرش به حج تمتع رفت و در واقعه خونین مکه دچار قطع نخاع شد. میگوید: آن روز ماموران به سمت زائران حملهور شدند و خیلیها شهید شدند.
حجتالاسلام علیاکبر احمدی ۴۰ سال پیش با دوتا از دوستان روحانیاش برای بازدیدی به زورخانه قدیمی حوالی میدان طبرسی میرود و از همان زمان تصمیم میگیرد پای به گود بگذارد.
غلامرضا دهدولانی ۱۲ سال پیش همسرش را بهخاطر بیماری از دست میدهد. او قبلاز فوت همسرش نذر داشته روزهای عاشورا و تاسوعا شربت درست کند و سوار بر دوچرخه به عزاداران بدهد.
محسن یاسائی بچه محله امیرآباد مشهد، غروب ۳۱خرداد۱۴۰۴ حین انجاموظیفه و مقاومت دربرابر تجاوزات دشمن در نطنز اصفهان مجروح شد و پساز چندروز، ۱۳تیرماه به شهادت رسید.
حلقه اصلی هیئت ۱۳۰نوجوان محله هستند که هر چهارشنبه در مسجد حوزه علمیه ثامنالحجج (ع) دور هم جمع میشوند؛ پای سخنرانیها مینشینند، سینه میزنند و بعد هم در حلقههای معرفتی شرکت میکنند.
میدان بار رضوی مشهد که در دهه ۴۰ تاسیس شد، حالا با وجود تغییر چهره و مشکلات زیاد هنوز هم مرکز بزرگ معاملات میوه و ترهبار است
رضا یعقوبی میگوید: نوجوانان اینجا فضایی برای رشد، آموزش و حتی تفریح ندارند. دو سال پیش، باوجود همه مشغلههایم، کانون معراج را راهاندازی کردم؛ با پنج نفر شروع کردیم اما حالا شمار اعضای کانون به هفتادنفر میرسد.
آرزو دماوندی، قهرمان ژیمناستیک و کاپیتان تیم «دختران خورشید» در آغاز جوانی موفقیتهای بسیاری کسب کرده است.
پدران و مادارن کوچه امیرآباد ۳۶، در سالهای دفاع مقدس، ۷ شهید را که با هم دوست بودند تقدیم میهن کردند.
جوان فعال محله امیرآباد مجری است که درکنار اجرا، هم درس میخواند، هم در داروخانه کار میکند، هم مستند میسازد و هم ورزش میکند.
رضا یعقوبی اول یک رفیق خوب و بعد یک معلم دلسوز برای دانشآموزانش است.
بازه یا بَزَه، همان آبریز کوچک است که زمینش پس از سیلاب ترک میخورد و سفت میشود. شَخ هم بهمعنای زمینی است که بذر بهسختی در آن به عمل میآید و نیاز به شخم و زیرورو دارد.تاریخچه محله پورسینا پشت همین نام نهفته است.
مرکز انسان سالم محله امیرآباد زیرنظر و با مجوز سازمان بهزیستی فعالیت میکند و مکان آن را شهرداری و امور مساجد تأمین کردهاند.
فاطمه خادمی در ۶۵ سالگی، هنوز غذای مورد علاقۀ فرزندشهیدش را به یاد او میپزد.
۱۰ بار اعلام کردند آزادی و هربار با بهانهای ردم کردند. حتی آخرین بار که بعد از چهار ساعت پرواز به ترکیه رسیدیم، باورم نمیشد آزادم.